یسنایسنا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

یسنا ، نفس مامان و بابا

این روزهای ما

دخترای دست گلم:یسنا و ثنا جانم این روزهامون که یسنا گلی داره کلاس دوم رو آنلاین تو خونه میخونه ,ما حسابی درگیر چالش هایی میشیم بعضی وقتها چالش های سخت و نفس گیر بعضی وقت ها چالش های سرعتی و خیلی وقت ها چالش های خنده دار و بامزه و به یادماندنی یکی از این اتفاقات اینه که یسنا هر وقت معلمتون میگه فیلم یا عکس ورزش رو بفرس حتما حتما حتما ثنا کوچولو باید در فیلم باشه ثنا کوچولو صبح زود به همراهت بلند میشه و پا به پات سر کلاس آنلاین حضور داره تو پیام صوتی ها گاهی عرض اندام می‌کنه و بلند بلند به معلمتون میگه,خانم از منم درس بپرسه و حسابی خانومتون و بچه ها از دستش میخندن ولی خیلی وقت ها هم میگه اجی درس بسه بیا بریم بازی کنیم اون موقع هاست...
21 ارديبهشت 1401

عمل چشم قشنگت

دختر شجاع من: یسنا گلی دخترک من چشم سمت چپ شما یه مشکل خیلی کوچولو داشت که نیاز داشت جراحی بشه یدونه عضله چشم سمت چپت ضعیف بود (به قول دکترت میگفت از سرماخوردگی هم ساده تره) مامان جون بماند که به من و بابا تو این دوماه چی گذشت تا تصمیم قطعی رو بگیریم و بریم برای عمل چشم قشنگت یسنا جون ما یک شنبه ۲۳ خرداد ساعت ۶ صبح از خونه زدیم بیرون و ۶:۳۰رسیدیم بیمارستان رازی شما ساعت ۸ باید میرفتی برای بستری ، به خاطر همین که دلت شور نزنه ، رفتیم پارک اب و اتش، اونجا حسابی چرخیدی و بازی کردی بمیرم برات تشنت هم شده بود ولی نمی تونستم بهت اب بدم، اون قدر بازی کردی تا وقتی اومدیم پذیرش بشیم و نوبت عملت بشه یک ساعتی روی پای بابا خوابیدی بعدش رفتی...
9 مرداد 1400